به گزارش شبکه سلامت، این مطالعه بوسیله پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران و همکاران بینالمللی بررسی میکند که آیا سلامت مسیرهای ماده سفید که به «مخچه» متصل میشوند، با شدت اختلال زبان در بازماندگان سکته مغزی مرتبط است یا خیر.
این پژوهشگران کشف کردند که تغییرات ساختاری در این مسیرهای عمیق مغز ممکن است در «زبانپریشی بروکا»، نوع خاصی از از زبانپریشی که در آن گفتار غیرروان و دشوار میشود، نقش داشته باشند.
تغییر در تمرکز: نگاه به مخچه
آفازی بر توانایی یک بازمانده در صحبت کردن، درک کردن یا پردازش زبان تأثیر میگذارد. مطالعات تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (امآرآی) در این مورد به طور معمول بر مناطق بالاتر مغز (ماده سفید بالای چادرینه) متمرکز بودهاند.
با این حال، شواهد نوظهور نشان میدهد که مخچه عمیقاً در زمانبندی، نظارت بر خطا و برنامهریزی حرکتی در حین گفتار نقش دارد.
پژوهشگران برای آزمایش این ارتباط، تصویربرداری پیشرفته مغز - به ویژه «تصویربرداری تانسور انتشار (DTI) را از ۱۵۵ بیمار پس از سکته مغزی تجزیه و تحلیل کردند این شیوه تصویربرداری مغز یکپارچگی ریزساختاری ماده سفید را که به عنوان سیمکشی داخلی مغز عمل میکند، نقشهبرداری میکند.
یافتههای کلیدی
پژوهشگران معیارهای ماده سفید را در سه ساختار اصلی پلمانند که مخچه را به بقیه مغز متصل میکنند، اندازهگیری کردند: پایکهای رویی مخچه (SCP) پایکهای میانی مخچه (MCP) و پایکهای زیرین مخچه (ICP) .
آنها این معیارها را با نمرات بیماران در آزمون «مجموعه زبانپریشی غربی» (WAB) ، یک آزمون استاندارد که برای سنجش توانایی زبان استفاده میشود، مقایسه کردند.
این مطالعه سه نوع اصلی زبانپریشی پس از سکته مغزی را تجزیه و تحلیل کرد.
زبانپریشی بروکا: گفتار دشوار، منقطع و غیر روان است، اگرچه درک مطلب نسبتاً دست نخورده باقی میماند.
زبانپریشی هدایتی:گفتار روان و درک مطلب نسبتاً خوب است، اما تکرار کلمات یا عبارات به شدت مختل است.
زبان پریشی آنومیک: گفتار روان است، اما بیماران در یافتن کلمات مشکل دارند.
آنچه دادهها نشان دادند:
ارتباط منحصر به فرد در زبانپریشی بروکا: فقط بیماران مبتلا به زبانپریشی بروکا ارتباط بالقوهای بین معیارهای مسیر مخچه (به ویژه ناهمسانگردی کمی و تصویربرداری انتشار محدود) و نمرات کلی زبان نشان دادند.
هیچ ارتباط قوی در انواع دیگر زبانپریشی وجود نداشت: بیماران مبتلا به آفازی هدایتی یا آنومیک هیچ ارتباط معناداری بین سلامت دستگاه مخچه و نمرات زبان نشان ندادند.
احتیاط آماری: پژوهشگران تأکید کردند که پس از اعمال اصلاحات آماری دقیق «نرخ کشف کاذب» (FDR) ارتباطات مشاهده شده در گروه زبانپریشی بروکا دیگر به اندازه کافی قوی نبودند که قطعی در نظر گرفته شوند.
علت این تفاوت میان انواع زبانپریشی
این پژوهشگران پیشنهاد میکنند که زبانپریشی بروکا، نیازهای بیشتری را بر برنامهریزی حرکتی، ریتم و زمانبندی بیان - فرآیندهایی که مخچه در آنها به شدت کمک میکند - ایجاد میکند. در مقابل، مشکلات یافتن کلمه (زبانپریشی آنومیک) یا تکرار (زبانپریشی هدایتی) بیشتر به اتصال بین شبکههای مغزی محلی متکی هستند تا حلقههای عمیق مخچه.
علاوه بر این، آنها خاطرنشان کردند که آسیب در مناطق اصلی مغز میتواند باعث دژنراسیون یا تحلیل رفتن ثانویه «پاییندست» (دیاسکیزیس) در امتداد مسیرهای مخچه در طول زمان شود.
محدودیتها و مراحل بعدی
تیم تحقیقاتی چندین محدودیت را برجسته کرد:
- عدم اندازهگیری حجم ضایعه سکته مغزی در مجموعه دادههای عمومی، کنترل اندازه کلی آسیب مغزی را غیرممکن میکرد.
- برخی از انواع اصلی زبانپریشی (مانند زبانپریشی ورنیکه یا گلوبال) به تعداد کافی در نظر گرفته نشده بودند.
این پژوهشگران توصیه میکنند که مطالعات آینده تکنیکهای تصویربرداری پیشرفته را با نقشهبرداری دقیق ضایعه ترکیب کنند تا مشخص شود که آیا گنجاندن سلامت مخچه در مدلهای مغز میتواند به پزشکان در پیشبینی بهتر مسیر بهبودی بیمار کمک کند یا خیر.
دیدگاهها