به گزارش شبکه سلامت، آسیب نخاعی زمانی رخ میدهد که ارتباط میان مغز و بخشهایی از بدن در اثر صدمه به نخاع مختل شود. در بسیاری از موارد، این مشکل به فلج گسترده منجر میشود. بیش از نیمی از این موارد با تتراپلژی همراه است؛ یعنی وضعیتی که در آن حرکت دستها و پاها آسیب میبیند. در نوع کامل آسیب نخاعی، فرد دیگر هیچ حرکت ارادی یا حسی در نواحی پایینتر از محل آسیب ندارد. به همین دلیل، این نوع آسیب از دشوارترین موارد برای درمان به شمار میآید.
اهمیت پژوهش در این زمینه از آنجا ناشی میشود که ناتوانی در حرکت دادن دستها و نداشتن حس لمس، استقلال فرد را به شدت کاهش میدهد. کارهایی مانند غذا خوردن، گرفتن اشیا، نزدیک کردن دست به صورت یا حتی نگه داشتن یک لیوان، برای این افراد به چالشی بزرگ تبدیل میشود. در سالهای گذشته، برخی سامانههای رابط مغز و رایانه توانسته بودند بخشی از حرکت را بازگردانند، اما هنوز نتوانسته بودند حس لمس را نیز برگردانند یا نشانهای از بهبود پایدارتر ایجاد کنند.
در همین زمینه، چاد بوتون و همکارانش از موسسه Northwell Health آمریکا پژوهشی انجام دادهاند که در آن یک ایمپلنت و سامانه موسوم به «میانبر عصبی دوگانه» برای کمک به بازیابی حرکت و حس پس از فلج شدید بررسی شد. این پژوهشگران نشان دادند که میتوان از سیگنالهای مغزی مرتبط با قصد حرکت استفاده کرد تا هم حرکت دست و هم بخشی از حس لمس دوباره فعال شود. در گزارش منتشرشده، به این موضوع اشاره شده است که این کار با هدف کمک همزمان به عملکرد لحظهای و نیز احتمال بهبود طولانیمدتتر انجام شده است.
روش کار به این صورت بود که این سامانه، سیگنالهای مغز را که با تصمیم فرد برای حرکت دادن دست ارتباط دارند، میخواند. سپس از این سیگنالها برای هدایت تحریک هدفمند در دو ناحیه استفاده میکند: یکی نخاع، برای کمک به حرکت دست، و دیگری بخشی از مغز که در حس لمس نقش دارد و «قشر حسی پیکری اولیه» نامیده میشود. این سامانه در یک کارآزمایی بالینی روی مردی ۴۲ ساله که پس از آسیب نخاعی دچار تتراپلژی کامل شده بود، آزمایش شد. در واقع دستگاه تلاش میکرد پیامهایی را که به دلیل آسیب نخاعی به درستی منتقل نمیشدند، از مسیرهای جایگزین به جریان بیندازد.
نتایج نشان دادند که تحریک نخاع به تنهایی توانست توانایی خم کردن آرنجهای این فرد را بهتر کند، به طوری که او میتوانست هر دو دست خود را به صورتش نزدیک کند. این موضوع از نظر عملی اهمیت زیادی دارد، زیرا چنین حرکتی برای بسیاری از کارهای روزمره پایهای است. وقتی کل سامانه به کار گرفته شد، تواناییهای بیشتری نیز ایجاد شد و فرد توانست دست خود را باز و بسته کند.
پژوهش همچنین نشان داد که این سامانه به بیمار کمک کرد از لیوان آب بنوشد، خودش غذا بخورد و هنگام گرفتن اشیای ظریف، نیروی گرفتن دست را بهتر کنترل کند. افزون بر این، سامانه توانست حرکتهای مورد نظر دست را برای بیش از پنج ماه بدون نیاز به آموزش مکرر دوباره تشخیص دهد. نکته مهم دیگر این بود که شرکتکننده مقداری از حساسیت لمسی را در مچ دست خود به دست آورد و این بهبود حتی بیش از دو ماه پس از قطع تحریک نیز باقی ماند.
این یافتهها که در نشریه معتبر Nature Medicine منتشر شدهاند، از دو جهت مهم هستند. نخست اینکه این روش فقط به ایجاد حرکت در همان لحظه محدود نمانده و نشانههایی از تداوم اثر نیز نشان داده است. چنین موضوعی میتواند به این معنا باشد که سامانه فقط یک ابزار کمکی موقت نیست و شاید در برخی موارد به بازآرایی یا تقویت مسیرهای عصبی نیز کمک کند. دوم اینکه بازگشت بخشی از حس لمس، موضوعی بسیار مهم است، زیرا کنترل بهتر اشیا تنها به حرکت وابسته نیست و حس کردن تماس نیز در آن نقش اساسی دارد.
البته پژوهشگران تأکید کردهاند که هنوز برای نتیجهگیری قطعی، باید این روش در افراد بیشتری با انواع مختلف آسیبها بررسی شود. همچنین این سامانه هنوز بسیار تخصصی است و در حال حاضر برای کار با آن به کارکنان آموزشدیده نیاز است. با این حال، نتایج این مطالعه نشان میدهند که شاید در آینده بتوان برای افراد دچار فلج شدید، راههایی مؤثرتر برای بازگرداندن حرکت مفید دست و بخشی از حس لمس فراهم کرد.
منبع: ایسنا
دیدگاهها